از نظر ما اقرب اينستكه كلمه [ لو ] در اين بيت مثل [ لو ] است در آيه شريفه :
لو كان فيهما آلهة الّا اللّه لفسدتا .
يعنى بواسطه انتفاء ثانى ( جواب لو ) استدلال شده بر انتفاء اوّل ( شرط ) لذا انتطاق علّت است براى نيت داشتن ستاره جوزاء كه بممدوح خدمت كند يعنى دليل بر آن بوده و علّت است براى علم ما به اينمعنا و در عين حال وصفى است غير ممكن .
پارهاى از ملحقات به حسن تعليل
سپس شارح گويد :
بگفته مصنّف كلامى كه بر شك بنا شده ملحق به حسن تعليل است .
البتّه جهت اينكه مصنّف كلامى مبنى بر شك را ملحق به حسن تعليل دانسته و از افراد آن قرار نداده اينستكه در حسن تعليل متكلّم ادّعاى تحقيق داشته و اصرار بر آن مىورزد و پرواضح است كه اين معنا با شك و ترديد تنافى دارد لذا چگونه ميتوان كلام مبنى بر شك را از افراد حسن تعليل قرار داد .
و بهرصورت مثال كلامى كه ملحق به حسن تعليل است همچون قول ابو تمام :
كانّ السّحاب الغرّ غيّبن تحتها * حبيبا فما ترقا لهن مدامع
يعنى : گويا ابرهاى بارنده و حامل باران زير قلّهها و كوهها