محلّا مجزوم مىباشد و جمله « فان يكن اهلك الخ » معطوف است به جمله « لا تجعلن اكثر شغلك الخ » لذا محلّى از اعراب ندارد .
واو : عاطفه و شرح تجزيه آن گذشت .
ان : حرف شرط و شرح آن گذشت .
يكونوا : فعل مضارع ، صيغه جمع ، مذكّر ، غائب ، ثلاثى مجرّد از باب نصر ، ينصر ، از باب اصول ، اجوف واوى ، معرب ، مشتق ، متصرّف ، فعل اخبارى ، عام ، از افعال غير قلوب ، ناقص ، فعل شرط ، مجزوم به « ان » در اصل « يكونون » بود و پس از دخول « ان » بر آن « نونش » بجزمى ساقط گرديد ، ضمير جمع اسم آن مىباشد .
اعداء : اسم ، صحيح الآخر ، مشتق ، صفت مشبّهه ، متصرّف ، معرب ، منصرف ، ثلاثى مجرّد ، جمع مكسّر و مفردش « عدوّ » مىباشد ، نكره ، غير منسوب ، مكبّر ، مذكّر ، ذات ، غير مصدر ، خبر براى « يكونوا » فلذا منصوب است ، مضاف به « اللّه » و اضافهاش از قبيل اضافه لفظيّه است .
اللّه : مضاف اليه براى « اعداء » مجرور ، شرح تجزيه آن قبلا گذشت .
فاء : حرف غير عامل ، مبنى بر فتح ، رابط جواب .
ما : اسميّه ، نكره ، متضمن ، معناى استفهام ، مبنى ، خبر مقدّم .
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 219
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٩