واو :
حرف ، غير عامل ، مبنى بر فتح ، عاطفه ، و عطفش از قبيل عطف مصاحب مىباشد .
ولدك : مركّب از « ولد » و « كاف » .
ولد : اسم ، صحيح الآخر ، مشتق ، صفت مشبّهه ، متصرّف معرب ، منصرف ، ثلاثى مجرّد ، مفرد ، معرف به اضافه و اضافهاش به « كاف » اضافه لفظيّه مىباشد ، غير منسوب ، مكبّر ، مذكّر ، ذات ، غير مصدر ، مجرور تا معطوف باشد بر « اهلك » بنابراين اعرابش تبعى است .
جمله « لا تجعلنّ » با مفعولهايش ، جلمه مستأنفه بوده و محلّى از اعراب ندارد .
فاء : حرف ، غير عامل ، عاطفه و مفيد ترتيب ذكرى است ، مبنى بر فتح .
ان : حرف ، عامل جزم ، شرطيّه ، مبنى بر سكون .
يكن : فعل مضارع ، مفرد ، مذكّر ، غائب ، ثلاثى مجرّد از باب نصر ، ينصر ، از باب اصول ، اجوف واوى ، معرب ، مشتق ، متصرّف ، فعل اخبارى ، عام ، از افعال غير قلوب ، ناقص ، فعل شرط ، مجزوم به « ان » در اصل « يكون » بود و پس از دخول « ان » بر آن « نونش » ساكن شد سپس « واو » را بالتقاء ساكنين حذف كردند « يكن » شد .
اهلك : تجزيه هر دو جزء قبلا گذشت ، اسم براى « يكن » .
واو : شرح واو عاطفه گذشت .
قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 217
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢١٧