بياورند كه ابدال از آن جائز است چنانچه گوئى : ضربته زيدا .
2 - جائز نيست ضمير را از ضمير و يا از اسم ظاهر بدل بياورند .
5 - عطف بحروف
عبارتست از تابعى كه بواسطه حروف عاطفه آن را به متبوعش عطف نمايند و حروف عاطفه ده حرف هستند به اين شرح :
واو ، فاء ، ثمّ ، حتى ، ام امّا ، او ، بل ، لا ، لكن .
مانند : جائنى زيد و عمرو .
احكام عطف
1 - عطف نمودن بر ضمير مرفوع متّصل چه بارز بوده و چه مستتر باشد حسن ندارد مگر در سه مورد :
الف : آنكه بين معطوف و معطوف عليه ضمير منفصل فاصله شده باشد مانند :
ضربت انا و زيد .
ب : آنكه بينشان فاصله مختصرى بيفتد مانند : يدخلونهم و من صلح كه بين « واو » و « يدخلونها » و « من صلح » كلمه « ها » فاصله شده است .
ج : بين حرف عاطف و معطوف كلمه « لا » فاصله شود مانند : و ما اشركنا و لا ابنائنا .
2 - كلمهاى كه به ضمير مجرور عطف شده بايد بر سرش حرف جرّ داخل گردد مانند : مررت بك و بزيد .
3 - بر دو معمولى كه دو عامل مختلف دارند عطف صحيح نيست مگر در مثل :
فى الدّار زيد و الحجرة عمرو .
جمل و اقسام و احكام هر يك
جمله : عبارتست از تركيبى كه بين اجزائش اسناد باشد اعم از آنكه اسناد تام بوده