تخطي إلى المحتوى الرئيسي

قواعد صرف و نحو و روش تجزيه و تركيب (فارسى) — صفحة 128

مساهمون:

ص١٢٨
4 - آنكه خبر ظرف يا جار و مجرور بوده و بر مبتداء مقدّم شده باشد مانند : لكلّ اجل كتاب . شاهد در « كتاب » است كه مبتداء و نكره بوده و خبرش « لكل اجل » است كه ظرف مىباشد . 5 - آنكه مبتداء عام باشد مانند : ما رجل فى الدّار . شاهد در « رجل » است كه مبتداء بوده و نكره مىباشد و چون مفيد عموم است ابتداء به آن فائده دارد . 6 - آنكه در مبتداء معناى فعل باشد نظير : عجب لزيد . شاهد در كلمه « عجب » است كه مبتداء بوده و نكره مىباشد و چون داراى معناى فعل است اخبار از آن مفيد است . 7 - آنكه از مبتداء معناى جنس اراده شود مانند : رجل خير من امرئة . شاهد در « رجل » است كه مبتداء و نكره مىباشد و چون از آن معناى جنس اراده شده اخبار نمودن از آن مفيد مىباشد . 8 - آنكه اسناد خبر به نكره از امور غريب باشد همچون : بقرة تكلّمت . شاهد در « بقرة » است كه مبتداء و نكره بوده و چون اخبار از آن به « تكلّمت » از غرائب است ابتداء به آن جايز مىباشد . 9 - آنكه مبتداء نكره بعد از « اذا » فجائيّه واقع شود مانند : خرجت فاذا اسد بالباب . شاهد در « اسد » است كه مبتداء و نكره بوده و چون اخبار از آن مفيد است نكره آمدنش جايز است . 10 - آنكه مبتداء نكره در ابتداء جمله حاليّه واقع باشد مانند : سرينا و نجم قد اضاء . شاهد در « نجم » است كه مبتداء و نكره بوده و چون اخبار از آن فائده دارد نكرة آمدنش جايز است . د : خبر مشتقى كه اسم ظاهر را رفع نداده لازم است مشتمل باشد بر ضميرى كه به مبتداء راجع باشد در نتيجه چنين خبرى با مبتداء از حيث افراد و تثنيه و جمع ، تذكير و