تنبيه
در موردى كه جزء را بر كلّ اطلاق مىكنند لازم است كه جزء از اجزائى باشد كه اختصاص بيشترى به معناى كه از كلّ اراده شده داشته و نسبت به اجزاء ديگر ارتباطش به كلّ و وابستگى كل بان بيش از ساير اجزاء باشد مثل اطلاق [ يد ] يا [ اصبع ] بر جاسوس جايز نيست زيرا معناى مراد از آن ارتباطش با ايندو جزء بيشتر از ساير اجزاء نيست بخلاف [ عين ] زيرا مهمترين عضو و حساسترين اجزاء براى جاسوس چشم اوست بطورى كه اگر اين جزء را نداشته باشد رأسا وظيفه و شغلى كه دارد منتفى مىشود و بعبارت مختصرتر :
در اطلاق جزء بر كلّ شرط است جزء از اجزاء رئيسه باشد يعنى بانتفائش كلّ نيز منتفى گردد .
ب : عكس آنچه مذكور شد يعنى ناميدن جزء باسم كلّ مانند :
اطلاق اصابع ( انگشتان ) و استعمالش در انامل ( بند انگشتان ) چه آنكه روشن است بند انگشتان جزء اصابع است حال اطلاق اصابع بر آن از باب اطلاق كل بر جزء مىباشد چنانچه در فرموده حقتعالى آمده :
يجعلون اصابعهم فى آذانهم ( انگشتان خويش را در گوشهايشان مىگذارند ) .
واضح است تمام انگشت را نمىتوان در گوش نمود پس قطعا مقصود بند انگشت است و بدين ترتيب از نام اصابع جزء يعنى بند انگشت اراده شده .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 52
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢