كنايه از سخاوت وجود آن شخص مىباشد .
قوله : و مثل هذا فى الكلام الخ : مشاراليه [ هذا ] عدم اراده معناى حقيقى بخاطر عدم وجودش مىباشد .
قوله : و ههنا بحث الخ : اين عبارت جواب است از سؤال مقدّر و توضيح آن ذيلا نقل مىشود :
سئوال و جواب
تعريفى كه مصنّف براى كنايه نمود جامع افراد نيست زيرا شامل كنايهاى كه اراده معناى حقيقى در آن ممتنع است نمىشود .
شارح در جواب مىگويد :
در اينجا بحث و فائدهاى استكه مىبايد بر آن تنبيه نمود و حاصل آن اينستكه :
در تعريف قيد حيثيّت معتبر و ملحوظ است ، بنابراين مقصود از :
الكنايه لفظ اريد به لازم معناه مع جواز ارادته معه من حيث انّ اللفظ كناية .
امّا از حيث خصوص ماده بسا اراده معناى حقيقى در آن ممتنع است زيرا مستحيل و غير ممكن مىباشد و خلاصه كلام آنكه :
مقصود از [ جواز اراده معناى حقيقى در كنايه ] آنست كه كنايه از حيث كنايه بودن ( يعنى لفظى كه بواسطهاش لازمه معنا اراده شده بدون اينكه قرينه مانع از اراده معناى حقيقى در بين باشد ) با جواز اراده معناى حقيقى منافاتى ندارد .
بلى ، اين اراده گاهى ممتنع است در كنايه از حيث خصوص
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 296
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٦