[ فانّه ] به معناى [ شأن ] بوده و ضمير مجرورى در [ فيه ] به مجاز راجع است .
قوله : و قوله من جهة ارادة المعنى ، معناه الخ : اين عبارت جواب است از اعتراضى كه به مصنّف شده و حاصل آن اينستكه :
در كلام مصنّف تهافت و تنافى مىباشد و متنافيين عبارتند از :
تفريع و مفرّع عليه و شرح آن چنين است :
مفرّع عليه ( مع جواز ارادته معه ) مقتضى است كه در كنايه اراده هريك از لازم و ملزوم با هم ممكن و جائز باشد و مقتضاى تفريع ( فظهر انّها تخالف الخ ) آنست كه اراده هردو واقع است نه جائز و بدين ترتيب بين ايندو تنافى مىباشد .
حاصل جوابيكه شارح از اين اشكال مىدهد آنست كه :
در تفريع مضاف محذوف بوده و اصل عبارت چنين است :
من جهة جواز ارادة المعنى متهما مع ارادة لازمه ، بنابراين تهافت و تنافى منتفى است .
قوله : ليوافق ما ذكره الخ : علّت است براى [ معناه من جهة جواز ارادة المعنى ] .
قوله : جبان الكلب : يعنى سگ خانهاش ترسو است زيرا از كثرت داخلين بخانهاش اين حالت بر حيوان عارض شده كنايه از اينكه او مردى سخى است و قبله ارباب حاجت مىباشد .
قوله : مهزول الفصيل : يعنى بچّه ناقهاش لاغر است كنايه از اينكه فصيل ( بچّه شتر ) شير نداشته لذا لاغر گرديده و سبب نبودن شير آنست كه فلانى شيرها را به فقراء و ديگران مىدهد پس عبارت مذكور
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 295
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٢٩٥