و قال المصنّف انه بعيد جدا لا يوجد له مثل فى الكلام .
ترجمه
تفسير استعاره تخييليه در كلام سكاكى
مصنّف گويد :
و استعاره تخييليّه را اينطور تفسير كرده است :
استعاره تخييليّه عبارتست از استعارهايكه معناى مستعار نه حسّا و نه عقلا تحقّق داشته باشد بلكه معناى آن صورت وهمى محض باشد همچون لفظ [ اظفار ] در قول هذلى .
چه آنكه هذلى وقتى مرگ را به حيوان درّنده تشبيه نموده و در هلاك نمودن آن را مانند سبع قرار داده قوّه واهمه شروع مىكند به اين كه مرگ را به صورت درّنده تصوير كرده و لوازم درّنده را براى او اختراع كند لذا براى مرگ صورت چنگال را اختراع نموده و براين صورت لفظ [ اظفار ] را اطلاق مينمايد .
شارح گويد :
ضمير فاعلى در [ فسّر ] به سكّاكى راجع بوده و ضمير [ هو ] به معناه عود مىكند و حاصل اينكه :
سكّاكى در تفسير استعاره تخييليّه گفته است :
استعاره تخييليّه آنست كه معناى آن نه حسّا و نه عقلا تحقّقى نداشته بلكه معناى آن صورت وهمى محض باشد باينمعنا كه هيچ شائبه تحقّق عقلى يا حسّى در آن وجود ندارد مانند لفظ [ اظفار ] در قول هذلى :