در اين بيت شاعر [ رداء ] را براى [ عطاء ] استعاره آورده زيرا عطاء آبروى صاحبش را حفظ مىكند همانطوريكه رداء آنچه را كه بر رويش مىافتد مصون مىدارد .
سپس شاعر [ رداء ] را به [ غمره ] كه با عطاء مناسبت دارد نه [ رداء ] توصيف نموده و اين توصيف به منظور مجرّد قرار دادن استعاره بوده و قرينه در آن سياق كلام يعنى كلام بعدى شاعر [ اذا تبسّم ضاحكا ] مىباشد .
و معناى عبارت مذكور ، اذا تبسّم حالكونه شارعا فى الضحك ، آخذا فيه مىباشد .
ناگفته نماند آنچه مصنّف از قول شاعر در متن آورده مقدارى از آن بوده و تمامش يعنى مصرع بعدى : غلقت رقاب المال مىباشد و همانطوريكه اشاره شد معناى بيت اينستكه :
اذا تبسّم غلقت رقاب امواله فى ايدى السّائلين .
كلمه [ غلقت ] يعنى بسته شده چه آنكه وقتى ميگويند :
غلق الرّهن فى يد المرتهن قصدشان اينستكه مال گروئى در دست گيرنده گرو قرار گرفته و گروگذارنده قادر بر رها كردن آن نيست .
و قسم سوّم را استعاره مرشّحه نامند چنانچه مصنّف در تفسير آن گفته است :
استعاره مرشّحه آنست كه با چيزى كه مناسب مستعارمنه است مقرون باشد مانند آنچه در فرموده حقتعالى آمده :
اولئك الّذين اشتروا الضّلالة بالهدى فما ربحت تجارتهم .
ايشان كسانى هستند كه گمراهى را به هدايت خريدند ، پس
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 150
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٥٠