يا تشبيهشان به شكوفههاى درخشانى كه در بين نبات و گياه سبز تند واقعند مىباشد .
شارح گويد :
مقصود از اشتراك تخييلى اينستكه معناى مشترك نه در احد الطّرفين و نه در هيچكدام وجود دارد مگر بر سبيل تخييل و تأويل مانند آنچه در قول قاضى تنوحى آمده ، وى ميگويد :
و كانّ النّجوم بين دجاه * سنن لاح بينهنّ ابتداع
يعنى : گويا ستارگان در ميان تاريكيها مثل حكمهاى حقتعالى بوده كه در بين آنها بدعتها ظاهر شده باشند .
كلمه [ دجا ] بضم دال و الف مقصوره جمع [ دجيه ] بر وزن غرفه به معناى ظلمت و تاريكى مىباشد و ضمير در آن به [ ليل ] برميگردد .
و در نقلى [ دجاها ] روايت شده كه در اينفرض ضمير مؤنّث به [ نجوم ] راجع است .
شاهد در اينستكه وجه شبه در اين تشبيه ( تشبيه ستارگان درخشان كه بين تاريكىها واقعند به احكامى كه در بين آنها بدعتها مىباشد ) عبارتست از هيئتى كه از اشياء درخشان و نورانى كه در اطراف شيئى تاريك و سياه قرار گرفتهاند حاصل شده و اين هيئت در مشبّهبه يعنى [ سنن بين الابتداع ] وجود ندارد مگر بر سبيل تخييل و توهم و بعبارت ديگر وجود اين هيئت در مشبهبه بنحو تخييل مىباشد و توضيح آن اينستكه :
بدعت و آنچه جهل و نادانى است چون صاحبش را مانند