رسد به اينكه بعضى از برخى اوضح و روشنتر باشند .
شارح گويد :
مقصود مصنّف از [ ايراد مذكور ] ايراد نمودن و ذكر كردن يك معنا بطرقى كه از حيث وضوح و خفاء دلالت با هم متفاوت هستند مىباشد .
و مراد از [ وضعيّه ] دلالت مطابقه مىباشد و حاصل مراد اينستكه :
ايراد معناى واحد بطرق و الفاظى كه از حيث وضوح دلالت و خفاء با هم متفاوت هستند از طريق دلالت وضعيّه ( دلالت مطابقه ) امكان ندارد كه صورت بگيرد زيرا از دو حال خارج نيست :
الف : آنكه سامع به وضع الفاظ در مقابل معنا آگاه باشد
ب : آنكه سامع عالم به وضع نباشد .
در صورت اوّل دلالت هيچيك از الفاظ نسبت به ديگرى اوضح و روشنتر نمىباشد بلكه جملگى به دلالت مطابقه بر معناى منظور دلالت دارند بدون اينكه بينشان امتيازى باشد .
و در صورت دوّم اصلا هيچيك از الفاظ بر معناى منظور دلالت ندارند زيرا فهم معنا موقوف است بر علم به وضع كه آن بحسب فرض در اينجا منتفى است :
مثلا وقتى بگوئيم : فلان خدّه يشبه الورد ( فلانى گونهاش به گل شبيه است ) سامعى كه اين عبارت را مىشنود اگر به وضع مفردات و هيئت تركيبى اين عبارت آگاه باشد ممكن نيست كلامى ديگر پيدا كند كه همين معنا را به دلالت مطابقى اداء نموده ولى دلالتش از اين
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 35
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٥