تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
واقع زدن را از اصلش منكر شده‌اى چه آنكه زدن اگر تحقق داشته باشد بناچار محلى را نياز دارد كه به آن تعلق بگيرد و حاصل آن‌كه معناى عبارت مذكور اينست كه هيچيك از زيد و عمرو را نزده‌اى ، پس اصل زدن را انكار نموده‌اى زيرا ضرب از امورى بوده كه به محل نيازمند است و بدون آن تحقق نمىپذيرد .

اغراض مترتب بر انكار

غرض از انكار يا توبيخ است و يا امور ديگر كه در ذيل تشريح ميشوند : مقصود از انكار يكى از ايندو امر مىباشد : 1 - توبيخ و سرزنش بر امرى كه در زمان ماضى واقع شده مانند : أعصيت ربك ( آيا نافرمانى حقتعالى را نمودى ) يعنى چرا به اين امر مبادرت ورزيدى . عصيان و نافرمانى قطعا واقع شده منتهى مورد انكار قرار گرفته است و اينكه برخى همزه را در اين عبارت براى تقرير گرفته‌اند معنايش تحقيق و تثبيت است و اساسا انكار توبيخى نيست به فعلى كه در گذشته واقع شده معنايش تحقيق و تثبيت مىباشد . 2 - توبيخ و سرزنش نمودن بر امرى كه در زمان آينده واقع مىگردد به اين معنا كه اگر مضمون آنچه همزه بر آن داخل شده در زمان استقبال واقع و حادث شود شايسته است كه بر آن توبيخ و سرزنش واقع شود مانند : أتعصى ربك ( آيا نافرمانى حقتعالى را خواهى نمود ) يعنى سزاوار نيست كه عصيان محقق شود . و اما امور ديگر عبارتند از :