و ملابس باشد بطورى كه ببركت اين ملابست يك خصيصه و امتيازى براى آن دو پيدا شده باشد .
سپس در تعقيب [ بخلاف زيد كاتب و عمرو شاعر بدونها ] ميگويد :
يعنى در صورتى كه بين زيد و عمرو مناسبتى نباشد اين مثال صحيح نيست اگرچه مسندها با هم متحد باشند فلذا ارباب ادب گفتهاند مثال :
خفى ضيق و خاتمى ضيق ( كفش من تنگ و انگشترم نيز تنگ مىباشد )
ممتنع است زيرا اگرچه مسندها متحدند ولى بين مسنداليهها هيچ تناسبى وجود ندارد .
و بدنبال [ بخلاف زيد شاعر و عمرو طويل مطلقا ] مىگويد :
مقصود از [ مطلقا ] اينست كه چه بين زيد و عمرو مناسبت بوده يا مناسبتى نباشد اين مثال نيز صحيح نيست زيرا بين شعر و طول قامت هيچ تناسبى وجود ندارد .
شرح فارسى :
توضيح
قوله : يشعر زيد و يكتب : كلمه [ يشعر ] بفتح عين و ضمّ آن هر دو آمده و مقصود از آن سرودن نظم مىباشد چنانچه مراد از [ يكتب ] انشاء نثر است .
قوله : للمناسبة الظاهرة بين الشعر و الكتابة : و مناسبت واقع بين آن دو اينست كه هركدام كلامى بوده كه بر وجه مخصوص و غير عادى انشاء شدهاند چه آنكه شعر كلامى است موزون و كتابت نيز كلامى است منثور پس بين ايندو تماثل است .
قوله : و تقارنهما فى خيال اصحابهما : ضمائر تثنيه تمام بشعر
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 529
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢٩