تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 494

مساهمون:

ص٤٩٤
پس بخاطر آنست كه جمله دوم جواب است از سئوالى كه جمله اول مقتضى آن مىباشد لذا جمله اول را بمنزله همان سئوال قرار مىدهند در نتيجه جمله دوم از اول منفصل مىآيد همانطورى كه جواب را از سئوال لازمست منفصل آورد و به آن عطف نكرد . سكاكى مىگويد : سئوالى را كه جمله اول اقتضاء نموده بمنزله سئوالى قرار ميدهند كه در خارج واقع شده و آن بخاطر نكته‌اى است همچون اغناء سامع و بىنياز نمودنش از سئوال و يا مثل اينكه از سامع چيزى شنيده نشود . و انفصال جمله دوم از اول به اين جهت را استيناف خوانند . شارح گويد : و اما اينكه جمله دوم نسبت بجمله اول همچون متصل مىباشد جهتش آن است كه جمله دوم جواب است از سئواليكه جمله اوّل اقتضاء نموده لاجرم جمله اول را بملاحظه اينكه مشتمل بر سئوال مزبو و مقتضى آنست بمنزله سئوال ياد شده قرار داده و در نتيجه جمله دوم را از آن منفصل ميآورند همانطورى كه لازم است جواب را از سئوال منفصل آورند زيرا بين سئوال و جواب اتصال و ارتباط برقرار مىباشد .

مقاله سكاكى

سكاكى گويد : سئوالى را كه جمله اول اقتضايش را داشته و بالفحوى بر آن دلالت مىكند را بمنزله سئوالى كه در خارج واقع شده قرار داده و بواسطه كلام دوّم قصد مىكنند كه از آن جواب دهند در نتيجه كلام دوّم را از كلام