و در مضارع معناى تحضيض حاصل گردد مثل : هلّا تقوم .
و گاهى بواسطه كلمه [ لعلّ ] تمنى صورت مىگيرد كه در اين فرض به آن حكم [ ليت ] اعطاء مىشود مانند : لعلى احج ، فازورك ( بنصب ازورك ) چه آنكه مرجوّ امرى است كه از حاصل شدن و تحقق يافتن بعيد مىباشد .
شارح گويد :
سكاكى گفته است : گويا حروف تنديم و تحضيض يعنى : هلّا و الّا ( الا همان و [ هلا ] است منتهى هاء را بهمزه قلب كردهاند ) و لو لا و لو ما از ايندو اخذ شدهاند :
كلمه [ مأخوذة منهما ] خبر است براى [ كانّ ] يعنى گويا اين حروف را [ هل ] و [ لو ] كه براى تمنى است در حالى كه با [ لا ] و [ ما ] زائده تركيب شدهاند اخذ گرديدهاند .
سپس گويد :
كلمه [ لتضمينهما ] علّتست براى [ مركبتين ] .
پس از آن مىنويسد :
تضمين عبارتست از قرار دادن شيئى را در ضمن شيئ ديگر چنانچه وقتى مىگوئى : ضمنت الكتاب كذا كذا بابا يعنى آن را متضمّن آن ابواب قرار دادم .
و حاصل مراد اينست كه : غرض مطلوب از اين تركيب و التزام به آن اينست كه هل و لو را متضمن معناى تمنى قرار مىدهم تا از آن معناى تنديم و تخضيض متولد شود .
كلمه [ ليتولّد ] علّتست براى [ تضمينهما ] يعنى :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 332
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٢