به آن حكم [ ليت ] اعطاء مىگردد و مضارعى كه در جواب آن واقع گردد بواسطه [ ان ] مقدره منصوب مىشود مانند : لعلّى احجّ فازورك ( كاش من به حج آمده و تو را زيارت مىكردم ) بنصب [ ازورك ] و سر اينكه [ لعلّ ] در اينجا به معناى تمنى است آن استكه مرجوّ يعنى به حج رفتن امرى است بعيد الحصول لاجرم به امور محال يا ممكناتى كه در وقوع آنها طمع و حرصى نيست شباهت پيدا كرده در نتيجه معناى تمنى از آن متولد و حاصل مىشود .
قوله : حالكونهما مركبتين الخ : ضمائر تثنيه به [ هل ] و [ لو ] راجع مىباشند .
قوله : و التزامه : يعنى التزام به تركيب و اعتراف به آن .
قوله : اى جعل المخاطب نادما : وجه تنديم و تقرير آن اين است كه :
تمنى و آرزو تنها در امور محبوب و مطلوب مىباشد و پرواضح است وقتى كه محبوبى از دست برود و فوت شود شخص براى از دست دادنش نادم و پشيمان مىباشد پس آرزو نمودن محبوبى كه از دست رفته است در واقع اظهار ندامت و پشيمانى بر آن مىباشد چنانچه آرزوى امر محبوبى كه در آينده حاصل مىشود يا بالفعل تحقق دارد معنايش برانگيختن و روى آوردن به آن مىباشد .
قوله : قصدا الى حثه على القيام : ضمير در [ حثه ] به مخاطب راجع است .
قوله : و هو لا يوافق معنى كلام المفتاح : ضمير [ هو ] به [ تضمّن ] به صيغه تفعّل راجعست و وجه عدم توافق آن با كلام صاحب مفتاح آنست كه :
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٤