كرده و مىگويند :
الاغرّ من الخيل يعنى اسب پيشانى سفيد ، سپس آن را بعنوان استعاره براى هرامر واضح و روشن و ظاهرى آورده و استعمال نمودهاند
ولى در كلام اينقائل مناقشه و تأمّل است ، زيرا كراهت در سمع ناشى از غرابتى است كه در كلمه مىباشد و غرابت همانست كه سابقا در تفسيرش لفظ وحشيّه را ذكر نموديم مانند دو كلمه تكأكأتم و افرنقعوا و امثال ايندو .
برخى از ارباب ادب گفتهاند :
وجه نظر در كلام قيل آنست كه كراهت در سمع و عدم كراهت راجع به خوش آواز و زشتى آن مىباشد و به نفس لفظ ارتباطى ندارند و كلام ما در فصاحت نفس لفظ مىباشد .
اين بيان و تفسير براى وجه نظر صحيح نيست ، زيرا ما قطع و يقين داريم كه كلمه [ جرشى ] تنفّر سمعى دارد با قطع نظر از آنكه آن را با صداى خوش بخوانند يا با لحن زشت اداء كنند ولى كلمه نفس اينطور نيست .
شرح فارسى :
توضيح
كراهت در سمع
بعضى از معاصرين مصنف در فصاحت كلمه علاوه بر مذكورات قيد خلوّ از كراهت در سمع را اضافه نموده است و مقصود از آن اينست كه كلمه به نحوى اداء شود كه گوش از شنيدنش تنفّر و تبرى پيدا كند مانند كلمه [ الجرشى ] در كلام ابى الطّيب متنبى :
مبارك الاسم اغرّ اللقب * كريم الجرشىّ شريف النّسب