ب : يا تأكيد مسنداليه به منظور دفع توهّم مجاز مىباشد .
ج : يا براى دفع توهم سهو اشتباه است .
د : يا براى دفع توهّم عدم شمول مىباشد .
شارح گويد :
مقصود از [ تجوز ] تكلّم بمجاز است و مثال تأكيد مسنداليه به اين منظور مانند آنكه گفته شود : قطع اللص الامير ( امير دست دزد را قطع نمود ) يا قطع اللص الامير نفسه يا عينه ( امير خودش دست دزد را بريد ) .
چه آنكه تأكيد در ايندو مثال به اين منظور استكه توهّم نشود اسناد قطع يد به امير مجاز بوده و برخى از غلامان وى مباشر آن بودهاند .
سپس در ذيل [ او لدفع السّهو ] مىنويسد :
مانند جائنى زيد زيد چه آنكه تأكيد در اينمثال براى آن است كه توهّم نشود جائى غير زيد است و زيد را سهوا آوردهاند .
و بعدا در دنبال [ او لدفع توهم عدم الشّمول ] مىگويد :
مانند : جائنى القوم كلّهم او اجمعون چه آنكه تأكيد مسنداليه در اينمثال براى آنست كه توهّم نشود برخى از قوم آمده و بعضى نيامدهاند منتهى متكلّم اعتناء به دسته دوّم نكرده يا احيانا فعل واقع از دسته اوّل را بمنزله واقع از تمام قوم قرار داده و مجئى را به تمام قوم نسبت داده است بنابراينكه جملگى ايشان بمنزله شخص واحدى هستند چنانچه مىگوئى :
بنو فلان قتلوا زيدا در حالى كه وى را يكنفر از ايشان فقط به قتل رسانده و حاصل كلام آنكه براى دفع چنين توهّمى مسنداليه را تأكيد
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 443
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٤٣