تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 428

مساهمون:

ص٤٢٨
شارح در ذيل اين آيه شريفه گويد : مراد از [ ظنّا ] ظنّ قليل و حقير است چه آنكه ظنّ از امور مقول بتشكيك بوده و شدّت و ضعف در آن راه دارد لذا مفعول مطلق در اين آيه يعنى كلمه ( ظنّا ) نوعى است نه تأكيدى و شاهد بر اين مدّعا اينست كه استثناء در اين آيه مفرغ است و تقدير مفعول مطلق تأكيدى با اين استثناء در خصوص آيه مزبور سازش ندارد زيرا در استثناء مفرغ مستثنامنه مىبايد اعم از مستثناء باشد و در مفعول مطلق تأكيدى شرط است مؤكد ( بكسر كاف ) با مؤكد ( به فتح كاف ) مفهوما مساوى باشد و اين دو در كلام واحد جمع نشوند فلذا در مثال ما ضربته الّا ضربا ادباء تصريح كرده‌اند كه چون مفعول مطلق تأكيدى است و استثناء به صورت مفرّغ آمده عبارت اشتباه و غلط است زيرا تقدير مفعول مطلق نوعى در اينمثال ممكن نيست به جهت اين‌كه مستثنامنه مقدّر غير از ضرب چيز ديگرى نمىتواند باشد و آن به لحاظ اعم نبودنش از مستثناء با مفرّغ بودن استثناء منافات داشته و در نتيجه چنين عبارتى صحيح نمىباشد ولى در آيه شريفه كه اين محظور در بين نيست مىتوان مفعول مطلق را نوعى دانست . فائدة همانطوريكه تنكير در اسم به لحاظ دلالتش بر معناى تبعيض بر تعظيم اشعار دارد عينا در بعضى موارد نفس كلمه بعض اين اشعار را دارد چنانچه در آيه شريفه ( 253 ) از سوره ( بقره ) كه مىفرمايد : [ و رفع بعضهم درجات ] مقصود از بعض وجود مقدّس حضرت ختمى مرتبت صلّى اللّه عليه و آله و سلّم بوده و دلالت بر تفخيم فضل و اعلاء قدر و
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 428 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى