در حالى كه مستثنىمنه لازمست متعدّد بوده تا شامل مستثنا و غير آن بشود ، سپس گويد :
تنبيه
معلوم باشد همانطوريكه تنكير به معناى بعضيّت مفيد معناى تعظيم است همچنين صريح لفظ [ بعض ] آن را افاده مىكند چنانچه در فرموده حقتعالى اينطور مىباشد :
[ رفع بعضهم درجات ] كه از [ بعضهم ] وجود مقدس حضرت محمد صلّى اللّه عليه و آله و سلّم را اراده فرموده پس در اين ابهام از تفخيم فضل حضرتش و اعلا قدر مباركش جاى ابهام و خفائى نمىباشد .
شرح فارسى :
توضيح
از امثلهاى كه در آن غير مسنداليه را نكره آوردهاند به منظور دلالت بر فرد از جنس يا نوع از آن آيه 45 از سوره ( نور ) است : [ و اللّه خالق كلّ دابّة من ماء ] .
شاهد در [ دابة و ماء ] است كه تنكير در دابّة به منظور دلالت بر فرد يا نوع بوده و در ماء دلالت بر نوع دارد به تقريرى كه شارح بيان نموده .
و گاهى تنكير در غير مسنداليه براى تعظيم است همچون كلمه ( بحرب ) در آيه ( 279 ) از سوره ( بقره ) [ فأذنوا بحرب من اللّه و رسوله ] .
و زمانى براى تحقير است مانند كلمه [ ظنّا ] در آيه ( 32 ) از سوره [ جاثيه ] : [ ان نظنّ الّا ظنّا ] .
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 427
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٧