و از مصاديق تنكير غير مسنداليه به جهت تحقير شمرده مىشود مثال : [ ان نظنّ الّا ظنّا ] .
شارح گويد :
ضمير در [ غيره ] به مسنداليه راجع بوده و تقدير [ من ماء ] در مثال متن چنين است :
كلّ فرد من افراد الدّواب من نطفة معيّنة هى نطفة ابيه المختصّة به ياكّل نوع من انواع الدّواب من نوع من انواع المياه و هو نوع النّطفة التى تختص بذلك النّوع من الدّابّة .
يعنى : هرفردى از افراد دوّاب از نطفه معيّن و مشخّصى است كه آن عبارت است از نطفه پدرش كه اختصاص به او دارد يا هرنوعى از انواع دواب از نوعى از انواع آبها مىباشد و آن نوع نطفهاى است كه اختصاص به آن نوع دابّه دارد .
و سپس گويد :
و از تنكير غير مسنداليه براى تعظيم محسوب مىشود مثال [ فأذنوا بحرب الخ ] كه تقديرش [ حرب عظيم ] مىباشد .
و از باب تنكير غير مسنداليه براى تحقير است مثال [ ان نظنّ الّا ظنّا ] كه تقديرش [ ظنّا حقيرا ضعيفا ] مىباشد چه آنكه ظنّ از اموريستكه شدّت و ضعف را مىپذيرد .
پس مفعول مطلق در اينجا براى نوعيّت است نه تأكيد و به همين لحاظ وقوعش پس از استثناء مفرغ صحيح است با اينكه مثال : ما ضربته الّا ضربا ممتنع است ، البته اين امتناع در صورتى است كه مصدر يعنى [ ضربا ] براى تأكيد باشد چه آنكه مصدر [ ضربته ] محتمل غير ضرب نبوده
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 426
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٤٢٦