حاضر هستند ؟
وى در جواب مىگويد : امير المؤمنين حاضر .
با اينكه اگر تنها به كلمه حاضر اكتفاء و مسنداليه را حذف مينموديم چون قرينه بر تعيين آن مىبود ايرادى متوجّه نميشد ولى معذلك قصد تعظيم ايجاب نمود آن را ذكر كنيم .
6 - قصد اهانت زيرا اسم مسنداليه از القاب مشعر به ذمّ و توهين است چنانچه گوئيم :
السّارق اللئيم حاضر در جواب كسى كه پرسيده :
آيا عمرو حاضر است يا گفته آيا سارق حضور دارد .
7 - تبرّك جستن بنام مسنداليه چنانچه گوئيم : النّبى صلّى اللّه عليه و آله و سلّم قائل هذا القول يا بگوئيم على عليه السلام نام فى منام النّبى صلّى اللّه عليه و آله .
8 - لذّت بردن از نام مسنداليه چنانچه عاشق از ذكر نام معشوق و محبوبش ملتذ و محظوظ مىشود بطوريكه در مقام اخبار از مطلوبش اگرچه نام وى را نبرد نقطه ابهامى براى سامع باقى نمىماند ولى التذاذ از نام او داعى مىشود كه آن را حذف نكند و مثلا بگويد :
الحبيب حاضر .
9 - در جائى كه استماع سامع براى متكلّم ارزنده باشد بطورىكه هرچه مستمعات سامع از وى بيشتر باشد مباهات متكلّم نيز بيشتر باشد لذا در مقام تحابب احباء كلمات خويش را مكرر و سخنان خود را طولانى مىكنند و از همين قبيل است آيه شريفه ( 18 ) در سوره ( طه ) : [ هى عصاى اتوكّأ عليها ] كه موسى على نبيّنا و آله عليه و عليه السلام در مقام
توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 334
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٣٣٤