تخطي إلى المحتوى الرئيسي

توضيح المباني في شرح مختصر المعاني (فارسى) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
و ضمير در [ اسناده ] به فعل يا معناى فعل عائد است چنانچه ضمير در [ ملابس له ] نيز چنين مىباشد . و در تفسير [ غير ما هو له ] مىگويد : مقصود غير ملابسى است كه فعل يا معناى آن برايش بنا شده يعنى غير فاعل در فعل مبنى براى فاعل و غير مفعول‌به در فعل مبنى براى مفعول به اعم از آنكه غير ملابس در واقع اينطور بوده يا ظاهرا - در نظر متكلّم چنين باشد . و به اين بيان كلاميكه گفته شده ساقط مىگردد چه آنكه برخى گفته‌اند : اگر از [ غير ما هو له ] ، [ غير ما هو له ] نزد متكلّم باشد پس نيازى به قول مصنّف كه گفته [ بتأوّل ] نمىباشد و اگر از آن [ غير ما هو ] در واقع مقصود باشد قول جاهل كه باعتبار اسناد بسبب بطور مجاز مىگويد انبت اللّه البقل از تعريف مجاز خارج مىگردد . سپس مىگويد : كلمه [ بتأوّل ] جار و مجرور بوده و متعلّقست به [ اسناده ] و معناى [ تأوّل ] آنست كه طلب كنى آنچه را كه اسناد به آن راجعست يعنى حقيقت . و يا مقصود موضعى است كه بايد به آن رجوع گردد يعنى عقل . و حاصل معنا چنين مىشود : اينكه نصب كنى قرينه‌ايكه مخاطب را منصرف كند از آنكه اسناد به ما هو له مىباشد .