شما : جاء زيد .
البته در صورتى كه خود به تنهائى بدانى كه زيد نيامده بدون آنكه مخاطب از آن آگاه باشد ، زيرا اگر وى نيز به آن مطّلع باشد بطور متعيّن نمىتوان اين مثال را از امثله حقيقت قرار داد ، زيرا ممكنست كه متكلّم علم سامع و مخاطب را به نيامدن زيد قرينه قرار دهد براينكه از كلامش ظاهر آن را اراده نكرده است در نتيجه اسناد فعل به [ ما هو له ] از نظر متكلّم در ظاهر نمىشود .
شرح فارسى :
توضيح
اقسام اسناد
اسناد بطور مطلق و با قطع نظر از انشائى يا اخبارى بودنش بر دو قسم است :
1 - حقيقت عقليّه .
2 - مجاز عقلى .
حقيقت عقليه
عبارتست از اسناد فعل يا شبه فعل را به چيزى كه از ظاهر چنين استفاده شود : فعل يا شبه آن از نظر متكلّم براى آن خبر بنا شده است همچون نسبت فعل معلوم را بفاعل در مثال ضرب زيد عمرا ، يا فعل مجهول را بمفعول نظير ضرب عمرو .
شارح مىگويد : از اين تعريف چنين استفاده مىشود كه حقيقت عقليّه چهار قسم است :