خانه غصبى است پس در « كون » كه شىء واحدى است امر و نهى اجتماع كردند و قبلا بيان كرديم كه اين امر ممتنع است پس متعيّنا نماز باطل مىباشد .
تفصيل
مرحوم مصنّف در مقام استدلال بر امتناع اجتماع امر و نهى چنين مىفرماين :
معناى امر طلب فعل بوده و معناى نهى طلب ترك آن مىباشد و بديهى است كه متعلّق اين دو ممكن نيست شىء واحدى باشد چه آنكه اين امر مستلزم جمع بين متنافيين است .
و جاى ترديد نيست كه تنها رافع اين جمع تعدّد متعلّق امر و نهى بوده و امر ديگرى اين امتناع و استحاله را نمىتواند ازاله كند ازاينرو بايد گفت :
وقتى فرض كرديم متعلّق امر و نهى شىء واحدى بود وجود جهات عديده در آنكه باعتبار يكى امر و به ملاحظه ديگرى نهى به آن تعلّق بگيرد نافع نبوده و استحاله و امتناع به حال خود باقى است .
با توجّه به اين معنا مىگوئيم :
در نماز يادشده يعنى در خانه غصبى اگر فرض كرديم هم امر به آن توجّه پيدا كرده و هم نهى به آن تعلّق گرفته .
« كون » كه يكى از اجزاء نماز است نيز هم متعلّق امر بوده و هم نهى به آن متوجّه است زيرا امر بمركّب امر به اجزاء آن نيز مىباشد چنانچه نهى از مركّب مستلزم نهى از اجزائش نيز مىباشد و بدين ترتيب « كون » در نماز كه مأمور به است عينا منهىّ عنه نيز بايد باشد پس در آن امر و نهى اجتماع كرده و در نتيجه شىء واحد هم واجب بوده و هم حرام و اين ممتنع و مستحيل
تفصيل الفصول في شرح معالم الأصول (فارسى) — صفحة 633
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٣٣