تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1712

مساهمون:

ص١٧١٢
سايرين مىباشد . بعضى از ارباب تحقيق نيز در اين مورد بيانى ايراد كرده كه با مقاله مصنّف موافق است او گفته : به دو شرط « لو » مقتضى نفى تالى شرط ( جواب ) نيز مىباشد : 1 - آنكه جواب با شرط مناسب بوده يعنى لازمه آن باشد . 2 - آنكه امر ديگرى جاى شرط را نگيرد . مانند فرموده حقتعالى : لو كان فيهما آلهة الّا اللّه لفسدتا . ( اگر در زمين و آسمان خدايانى مىبودند غير از حقتعالى همانا زمين و آسمان فاسد مىگشتند ) . در اين آيه شريفه چون دو شرط مذكور موجود و فراهم است مقتضاى « لو » هم نفى تالى ( شرط ) بوده و هم نفى تالى شرط يعنى جواب لذا ملتزم مىشويم هم بودن خدايان در زمين و آسمان منفى است و هم فساد آسمان و زمين منتفى مىباشد . و امّا وجود دو شرط بيان آن چنين است : فساد و بطلان كه جواب است با تعدّد إله قطعا تناسب دارد زيرا در صورت تعدّد هركدام رأيى غير از رأى ديگرى و مشيّت و خواسته‌اى مغاير با خواسته ديگرى دارند كه اعمال اين دو خواسته و جامه عمل پوشاندن به هردو بناچار منجر به فساد و زوال آسمان و زمين مىگردد چنانچه در مملكت و سرزمينى اگر دو فرمانروا بخواهند حكومت كنند بدون ترديد سر از هرج و مرج و آشفتگى در مىآورد ، پس فساد مناسب با تعدّد إله است . و نيز مىدانيم جاى تعدّد إله را چيز ديگرى نگرفته و باصطلاح علّت منحصره فساد آسمان و زمين همين تعدّد إله مىباشد و پرواضح است در چنين صورتى وقتى علّت منحصره فساد نفى شد فساد نيز منتفى مىگردد چه آنكه نفى علّت مساوى با نفى معلول مىباشد . بنابراين اگر دو شرط مذكور موجود نباشند تالى يعنى جواب منتفى نبوده اگر چه شرط ممتنع و منفى باشد . توضيح و شرح اگر در موردى تالى مناسب و لازمه شرط بوده ولى شرط علّت منحصره براى آن