سايرين مىباشد .
بعضى از ارباب تحقيق نيز در اين مورد بيانى ايراد كرده كه با مقاله مصنّف موافق است او گفته :
به دو شرط « لو » مقتضى نفى تالى شرط ( جواب ) نيز مىباشد :
1 - آنكه جواب با شرط مناسب بوده يعنى لازمه آن باشد .
2 - آنكه امر ديگرى جاى شرط را نگيرد .
مانند فرموده حقتعالى :
لو كان فيهما آلهة الّا اللّه لفسدتا .
( اگر در زمين و آسمان خدايانى مىبودند غير از حقتعالى همانا زمين و آسمان فاسد مىگشتند ) .
در اين آيه شريفه چون دو شرط مذكور موجود و فراهم است مقتضاى « لو » هم نفى تالى ( شرط ) بوده و هم نفى تالى شرط يعنى جواب لذا ملتزم مىشويم هم بودن خدايان در زمين و آسمان منفى است و هم فساد آسمان و زمين منتفى مىباشد .
و امّا وجود دو شرط بيان آن چنين است :
فساد و بطلان كه جواب است با تعدّد إله قطعا تناسب دارد زيرا در صورت تعدّد هركدام رأيى غير از رأى ديگرى و مشيّت و خواستهاى مغاير با خواسته ديگرى دارند كه اعمال اين دو خواسته و جامه عمل پوشاندن به هردو بناچار منجر به فساد و زوال آسمان و زمين مىگردد چنانچه در مملكت و سرزمينى اگر دو فرمانروا بخواهند حكومت كنند بدون ترديد سر از هرج و مرج و آشفتگى در مىآورد ، پس فساد مناسب با تعدّد إله است .
و نيز مىدانيم جاى تعدّد إله را چيز ديگرى نگرفته و باصطلاح علّت منحصره فساد آسمان و زمين همين تعدّد إله مىباشد و پرواضح است در چنين صورتى وقتى علّت منحصره فساد نفى شد فساد نيز منتفى مىگردد چه آنكه نفى علّت مساوى با نفى معلول مىباشد .
بنابراين اگر دو شرط مذكور موجود نباشند تالى يعنى جواب منتفى نبوده اگر چه شرط ممتنع و منفى باشد .
توضيح و شرح
اگر در موردى تالى مناسب و لازمه شرط بوده ولى شرط علّت منحصره براى آن
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1712
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٧١٢