تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1975

مساهمون:

ص١٩٧٥
شارح گويد : مقصود اينست كه : يا مىتوانى هنگام وقف برحرف موقوف عليه حركت آن را به ساكن قبل از آن نقل بدهى مشروط باينكه متحرّك نمودن ساكن ممنوع نباشد مانند : و تواصّوا بالصبر ( و سفارش مىكنند به صبر و شكيبائى ) . شاهد در كلمه « بالصّبر » است كه برآن وقف شده به اين نحو كه حركت « راء » يعنى كسره را به « باء » كه ساكن و قبل از آن قرار گرفته نقل داده و « راء » را ساكن نموده‌ايم و از متحرّك نمودن « باء » هيچ مانعى ممانعت نمىكند . و نيز مانند آنچه در قول عبد اللّه بن ماريه طائى وارد شده :
انا ابن ماريّة اذ جدّ النّقر * و جائت الخيل و اثابىّ زمر
يعنى : منم عبد اللّه پسر ماريه طائى هنگامى كه متحقّق و سخت شود آوازى كه به منظور ساكن نمودن اسب يا به جهت از جاى درآوردن آن به زبان جارى مىكنند سواران جنگى و بيايند ايشان در حالى كه جماعت باشند . شاهد در وقف نمودن بر « النّقر » است به اين نحو كه حركت « راء » يعنى ضمّه را به ساكن قبل از آن يعنى « قاف » نقل داده و « راء » را سكن نموده‌ايم . و بايد توجّه داشت كه حركت حرف موقوف عليه رابه حرف متحرّكى كه قبل از آن قرار گرفته نقل نمىدهند مانند « جعفر » كه در صورت وقف برآن نمىتوان حركت « راء » را به « فاء » منتقل نمود و نيز نقل حركت به حرف ما قبلى كه ممتنع الحركة است جايز نيست و امتناع حركت بخاطر يكى از موارد ذيل مىباشد : 1 - تعذّر و عدم امكان تحريك مانند : انسان چه آنكه در صورت وقف برنون اگر بخواهيم حركت آن را به ما قبل يعنى « الف » نقل دهيم اين امر غير ممكنست زيرا متحرّك نمودن الف امكان‌پذير نيست . 2 - استثقال يعنى تحريك ساكن اگر چه متعذّر نيست ولى موجب ثقل آن مىگردد مانند : قضيب چه آنكه در صورت وقف بر « باء » و نقل حركتش به « ياء » كه ما قبل آن واقعست تلفّظ « ياء » سنگين و ثقيل مىگردد . و همچنين است وقف بر « خروف » زيرا تحريك « واو » موجب ثقل آن مىباشد . 3 - منجر شدن به بناء و وزنى كه نظيرى برايش وجود ندارد مانند : بشر در حال رفعى كه اگر ضمّه « راء » را به « شين » نقل دهيم كلمه بروزن « فعل » مىگردد كه نظيرى