چنانچه ملاحظه مىكنيم سه اسم مذكور يعنى : فلس ، دلو ، ظبى واجد شرائط مذكور بوده لاجرم جمعشان بروزن افعل آمده بخلاف كلمهاى كه اسم نبوده بلكه وصف باشد همچون : ضخم كه صفت مشبّهه بوده به معناى درشت و بزرگ فلذا جمع آن بروزن افعل نيست .
البتّه وصفى كه جانب اسميّت در آن وصفيّتش غلبه داشته باشد جمعش بروزن افعل مىآيد همچون عبد ( بنده ) كه در اصل وصف و به معناى مطيع مىباشد منتهى در وقت استعمال به معناى اسمى به كار مىرود از اينرو جمعش بروزن افعل يعنى اعبد مىآيد .
و نيز بخلاف اسمى كه بروزن فعل بوده ولى معتلّ العين باشد نظير : سوط ( تازيانه ) و بيت ( خانه ) كه جمع آنها نيز بروزن افعل نيامده بلكه سياط و بيوت مىباشد .
البتّه بطور شاذّ و ندرت جمع برخى از اسماء معتلّ العين بروزن افعل آمده همچون : اعين جمع عين و اثوب جمع ثوب ولى همان طورى كه اشاره شد شاذ و كمياب است .
سپس شارح گويد :
طبق گفته مصنّف البتّهت اسم رباعى نيز جمعش براين وزن آمده در صورتى كه شرط ذيل در آن باشد :
مصنّف گويد :
مشروط باينكه اسم رباعى در داشتن حرف مدّ و مؤنّث بودن و تعداد حروف همچون عناق و ذراع باشد .
شارح گويد :
يعنى مشروط به سه شرط :
1 - آنكه حرف سوّمش از حروف مدّ باشد .
2 - آنكه مؤنّث بوده بدون اينكه علامت تأنيث در آن ديده شود .
3 - تعداد حروف آن چهار تا باشد .
مانند : يمين ( راست ) كه جمعش ايمن است .
بخلاف اسمى كه واجد شرائط مذكور نباشد كه در اين صورت جمعش برغير وزن افعل مىآيد .
ناگفته نماند برخى از اسماء فاقد شروط ديده شده كه جمعشان بروزن افعل آمده ولى اين شاذ و نادر است همچون : قفل با اينكه رباعى نيست جمعش اقفل است يا
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1847
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٨٤٧