تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1638

مساهمون:

ص١٦٣٨
اسم غير منصرفى كه منقوص باشد در اعرابش از « جوار » تبعيّت مىكند . شارح گويد : بنابراين پس از حذف ياء در حال رفع و جرّ تنوين گرفته مشروط باينكه علم نباشد مانند : اعيم كه در حال رفعى و جرّى مىگوئيم : جائنى اعيم و مررت باعيم . حكم « اعيم » تصغير اعمى است كه در اصل « اعيمى » بوده و چنانچه ملاحظه مىكنيم اين كلمه منقوص است لذا در حال رفع و جر جريائش را حذف كرده و پس از آن با تنوين ذكرش مىكنيم . و همچنين است اگر علم باشد كه به عقيده سيبويه همچون غير علم بوده و حكم آن در اين جارى است نظير قاضى كه آن را براى زن علم قرار داده باشند . يونس و عيسى و كسائى در علم اين حكم را نپذيرفته و با ديگران به مخالفت برخاسته‌اند لذا ياء را به حالت سكون در حال رفع و به حالت مفتوح در حال جرّ همچون حال نصب ثابت دانسته‌اند و دليل ايشان قول شاعر است كه گفته :
قد عجبت منّى و من يعيليا * لمّا رأتنى خلقا مقوليا
يعنى : به تحقيق تعجّب كرد آن زن از من و از يعلى زيرا ديد مرا پريشان و هراسان و شتاب كننده در امر خود . شاهد در « يعليا » است كه در حال جرّ ياء آن ثابت مانده و فتحه گرفته است و الف علامت فتحه آن مىباشد . شارح گويد : استدلال ايشان تمام نيست و به بيتى كه ذكر شد نمىتوان استشهاد نمود زيرا ثبوت ياء مفتوحه در حال جرّى در اين بيت از باب ضرورت شعرى است كه جائى براى استدلال به آن نمىباشد .

منصرف شدن اسماء غير منصرف در مورد ضرورت و رعايت تناسب آيات با هم

مصنّف گويد : اسم غير منصرف به جهت اضطرار يا رعايت تناسب منصرف استعمال مىشود . شارح گويد :