تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1633

مساهمون:

ص١٦٣٣
مىباشد مشروط باينكه تعيين و ظرفيّت در آن لحاظ و اعتبار شود مانند : جئت يوم الجمعة سحر ( آمدم روز جمعه سحر آن ) . چه آنكه در اصل : جئت يوم الجمعة السحر بوده پس بعد از حذف الف و لام صادق است بگوئيم « سحر » از اصلش عدول كرده . بايد توجّه داشت اگر لفظ « سحر » در عبارتى مبهم بود نه معيّن البتّه منصرف است نظير : نجّيناهم بسحر ( نجات داديم ايشان را در سحر ) . چه آنكه معلوم و معيّن نيست سحر چه روزى انجاء صورت گرفته . چنانچه اگر سحر غير ظرف استعمال گردد نيز منصرف مىباشد زيرا در اين فرض يا تعريفش با الف و لام بوده و يا با اضافه و پر واضح است كه الف و لام و اضافه موجب زوال عدم انصراف اسماء غير منصرف مىباشند مانند : طاب السّحر سحر ليلتنا ( پاكيزه و لطيف است اين سحر ، يعنى سحر امشب ) . در اين مثال كلمه « السحر » چون فاعل براى « طاب » است با الف و لام آمده و منصرف استعمال گرديده است . مصنّف گويد : كلمه‌اى كه بروزن « فعال » بوده در حالى كه علم و مؤنّث است را مبنى بركسر نما . شارح گويد : اين حكم از نظر اهل حجاز مىباشد يعنى ايشان كلمه مزبور را مبنى بركسر مىخوانند مانند : حذام و سفار . مصنّف گويد : و آن از نظر قبيله تميم نظير « جثم » است . شارح گويد : يعنى بنى تميم « فعال » را از نظر اعراب و غير منصرف بودن همچون « جثم » مىدانند و وجه عدم انصراف اينست كه علميّت و عدل در آن مىباشد چه آنكه در اصل فاعله بوده و پس از عدول از آن فعال شد همان طورى كه جثم در اصل جاثمه بوده است . مصنّف گويد : آنچه كه نكره شده و در اصل معرفه‌اى بوده كه تعريف در آن تأثير داشته است را