غير منصرف استعمال كنيم ؟
در جواب مىگوئيم :
اگرچه امر چنين است يعنى كلمه بعد از علم شدن مفرد بوده نه جمع امّا اين معنا عارضى است و به اين امر عارضى اعتنائى نمىباشد .
مصنّف گويد :
غير منصرف قرار بده مركّبى را كه در آن تركيب مزجى مىباشد مانند : معديكرب .
شارح گويد :
و نيز مانند : حضر موت .
بخلاف مركّبى كه تركيب در آن اضافى يا اسنادى است چه آنكه اين گونه از مركّبات شايستگى براى غير منصرف نمودن را ندارند .
سپس مصنّف گويد :
و همچنين غير منصرف است علمى كه حاوى و مشتمل بردو حرف زائدى كه در « فعلان » است يعنى الف و نون باشد مانند : غطفان و اصبهان .
شارح گويد :
مقصود اينست كه علمى كه داراى الف و نون زائده باشد همچون غطفان و اصبهان همچون مركّب مزجى غير منصرف مىباشد .
تنبيه
براى شناختن و دانستن زائد بودن الف و نون در كلمهاى كافيست كه به تصاريف آن ملاحظه كرده اگر الف و نون را در آنها ساقط ديديم معلوم مىشود كه وجودش در كلمه زائد است همچون سقوط الف و نون در « نسيان » زيرا وقتىآنرا به « نسى » ردّ كنيم الف و نون را در آن نمىبينيم .
اگر گفته شود :
علامتى كه براى زائد بودن الف و نون بيان گرديد تنها در اسماء متصرّف جارى است امّا نسبت باسماء غير متصرّف نمىتوان از آن استفاده كرد لذا بايد پرسيد كه علامت زياد بودن الف و نون در اين گونه از اسماء چيست ؟
در جواب گوئيم :
در اين گونه از اسماء اگر قبل از الف و نون بيش از دو حرف واقع شده باشد الف و
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1617
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص١٦١٧