نون زائده محسوب مىشود و براى توضيح بيشتر مىگوئيم :
در صورتى كه قبل از الف و نون دو حرف واقع بوده كه دوّمى آنها مشدّد باشد از دو حال خارج نيست :
الف : آنكه تشديد اصلى باشد ، در اين فرض بطور قطع الف و نون زائد مىباشد مانند : حسّان در صورتى كه مشتقّ از « حسّ » باشد چه آنكه در اين فرض حسّان بروزن فعلان است و الف و نون آن بدون ترديد زائده مىباشد .
ب : آنكه تشديد زائد و غير اصلى باشد ، در اين صورت بطور جزم الف و نون اصلى بوده و زائد نمىباشند مانند :
حسّان ( در صورتى كه مشتقّ از « حسن » باشد زيرا در اين فرض بروزن « فعّال » است و بدون شكّ الف و نون آن زائد نيست بلكه صيغه مبالغه محسوب مىشود ، بنابراين در فرض دوّم اين كلمه را نمىتوان غير منصرف دانست .
قوله : جمع سرواله : سرواله بكسر سين يعنى زيرجامه ( زير شلوار ) .
قوله : و قيل فيه وجهان : ضمير در « فيه » به سراويل راجع است .
قوله : و ان به سمّى : يعنى اگر جمع منتهى الجموع را اسم و علم براى كسى قرار دادند .
قوله : و لا اعتداد بما عرض : مقصود از « ما عرض » علميّت مىباشد كه برجمع عارض شده .
قوله : نحو معديكرب : نام شخصى است در عرب .
قوله : و حضر موت : اسم مكانى است .
قوله : تركيب اضافة : مانند : غلام زيد .
قوله : او اسناد : تركيب اسنادى مانند : زيد قائم .
قوله : كغطفان : مفرد آن غطف يعنى دراز شدن موى پلك را گويند ولى علم شده براى قبيلهاى از قبائل عرب .
متن : « 664 »
كذا مؤنّث بهاء مطلقا * و شرط منع العار كونه ارتقى
تجزيه و تركيب
كذا : جارّ و مجرور ، متعلّق باستقرّ ، خبر مقدّم .
مؤنّث : مبتداء مقدّم ، صفت است براى موصوف مقدّر يعنى « علم » .