و مستبدل من بعد غضبى صريمة * فاحربه به طول فقر و احريا
يعنى : و آن كسى كه پس از اين امر صد شتر را به سى شتر تبديل كننده است چقدر شايسته و زيبنده است كه هميشه فقير و بىچيز باشد و البتّه سزاوار به طول و دوام فقر است .
شاهد در الحاق نون تأكيد است بفعل تعجّب يعنى « احريا » چه آنكه اصلش « احرين » بوده ، نون را بالف قلب نمودهاند و بهر تقدير اين تأكيد در غايت شذوذ و قلّت مىباشد .
و از اين مورد شاذّتر نيز آنست كه اسم فاعل را با نون تأكيد كنند چنانچه در قول شاعرى از قبيله هذيل اينطور آمده :
اريت ان جائت به املودا * مرجّلا و يلبس البرودا
و لا يرى مالا له معدودا * اقائلنّ احضروا الشهودا
يعنى : خبر بده من را اى مرد اگر بياورد آن زن پسر جوانى را كه تزويج كند او را در حالى كه لطيف بدن و نازك اندام و موى او شانه كرده و افشان باشد و جامههاى يمنى به بركرده .
و براى او مالى كه قابل بوده ديده نشده باشد آيا البتّه البتّه گوينده : احضروا الشهودا ( يعنى حاضر كنيد كسانى چند را تا گواه باشند برازدواج اين دو جوان ) هستى يا انكار آن را كرده و ادّعاء مىكنى آن زن همسر تو مىباشد .
شاهد در الحاق نون تأكيد به اسم فاعل يعنى « قائل » مىباشد كه بسيار شاذ و نادر است .
مصنّف گويد :
آخر فعلى را كه با نون تأكيد نمودهاى مفتوح ساز همچون ابر زن .
شارح گويد :
و نيز مانند : اخشينّ ، ارمينّ ، اغزونّ .
چنانچه مىبينيم در تمام اين افعال حرف ما قبل نون تأكيد مفتوح مىباشد .
مصنّف گويد :
هيئت و شكل حرفى كه قبل از ضميرى كه از حروف لين است واقع شده را به حركت همجنس آن درآور و اين حركت قبلا دانسته شد .
شارح گويد :