( ألقا طنات البيت غير الرّيّم ) * أو الفا مكّة من ورق الحمى
ترجمه و شرح
مصنّف گويد :
پس در « ثمود » بنابر وجه اوّل بگو يا ثمو و بنابر وجه دوّم بگو يا ثمى ( با ياء ) .
شارح گويد :
قبلا گفتيم در مناداى مرخّم دو وجه جايز است :
الف : آنكه محذوف را در نيّت مىگيريم .
ب : آنكه آن را در نيّت نمىگيريم .
اكنون مىگوئيم :
در كلمات : ثمود ، علاوه ، كروان بنابر وجه اوّل بايد بگوئيم :
يا ثمو ( با واو ) و يا علاو ( بفتح واو ) و يا كرو ( بابقاء واو مفتوحه ) .
و در جعفر و منصور و حارث لازم است بگوئيم :
يا جعف ( با فاء مفتوحه ) و يا منص ( با صاد مضموم ) و يا حار ( با راء مكسوره ) .
و بنابر وجه دوّم لازمست در كلمه « ثمود » يا ثمى با ياء منقلب از واو گفته شود زيرا وقتى محذوف يعنى « دال » در نيّت گرفته نشود « واو » در مرتبه آخر قرار مىگيرد و چون در كلمات عرب اسم معربى كه آخرش واو ما قبل مضموم باشد وجود ندارد غير از اسماء ششگانه ( ابوه ، اخوه ، هنوه ، فوه ، حموه ، ذو ) لاجرم لازم شد واو را بياء قلب كنيم تا بدين ترتيب كلمه از شذوذ به درآيد .
و بنابراين وجه ( وجه دوّم ) در ( كروان ) بگو يا : كرا ( بقلب واو به الف زيرا واو متحرّك ما قبل مفتوح قلب بالف مىشود ) .
و در جعفر بايد بگوئيم : يا جعف ( بضمّ فاء ) چنانچه در حارث نيز بايد يا حار گفته شود زيرا مناداى مفرد معرفه مبنى برضمّ است .
مصنّف گويد :
در مثل « مسلمه » بضمّ ميم وجه اوّل را لازم بدان و در نظير « مسلمه » بفتح ميم هردو وجه را تجويز كن .
شارح گويد :
منظور از وجه اوّل نيّت گرفتن محذوف است و حاصل مراد اينست كه :
در كلمهاى كه تاء تأنيث به منظور فرق بين مذكّر و مؤنّث آورده مىشود همچون