من يصل الينا يستعن بنا يعن .
شارح گويد :
شرح و توضيح گفته مصنّف اينست كه :
همان طورى كه اسم را از اسم بدل مىآورند ، فعل را از فعل نيز بدل قرار مىدهند چه بدل كلّ از كلّ مانند آنچه در قول عبد اللّه بن حرّ آمده :
متى تأتنا تلمم بنا فى ديارنا * تجد حطبا جزلا و نارا تأجّجا
يعنى : هرگاه بيائى نزد ما كه برما وارد باشى در خانههاى ما مىيابى هيزم خشكى و آتشى را كه افروخته شده است .
شاهد در « تلمم » بوده كه بدل كلّ از كلّ است از « تأتنا » چه آنكه المام به معناى فرود آمدن عبارتست از همان اتيان ( آمدن ) .
و چه بدل اشتمال نظير مثالى كه مصنّف در متن آورده و گفته :
من يصل الينا يستعن بنا يعن ( كسى كه برسد به ما كه به ما كمك كرده باشد مورد كمك واقع خواهد شد ) .
شاهد در « يستعن » است كه بدل اشتمال از « يصل » مىباشد زيرا استعانت مستلزم معنائى است كه در وصول مىباشد و آن معنا عبارتست از نجح و برآوردن حاجت كسى .
ابن ناظم اينطور تقرير و شرح داده است ولى ابن هشام استلزام را با بيانى كه ذكر شد منع و انكار كرده و گفته است :
جهتش آنست كه گاهى استعانت و طلب يارى مىشود ولى كمك در خارج تحقّق نمىيابد پس وصول را نمىتوان منجح دانست .
سپس ابن هشام گفته :
آنچه در اين مثال واجب است به آن ملتزم شد آنست كه بگوئيم :
« يستعين » مرفوع بوده تا حال باشد نظير كلمه « تعشو » در قول جزول بن اوس :
متى تأته تعشو الى ضوء ناره * تجد خير نار عندها خير موقد
يعنى : هرزمانى كه بيائى نزد پسر شما پس در حالى كه قصد كنى رفتن به طرف آتش او را مىيابى بهتر آتشى را كه نزد آن بهتر افروزندهاى مىباشد .
شاهد در « تعشو » است كه مرفوع بوده تا حال باشد از فاعل « تأته » .