تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1471

مساهمون:

ص١٤٧١
امّا بدل آوردن اسم ظاهر از ضمير حاضر جائز نيست ولى اخفش در اين حكم به مخالفت برخاسته و آن را تجويز كرده است . قابل توجّه آنكه كلمه « الظاهر » در متن مصنّف مفعول است براى « تبدله » كه متعلّق « من » بوده و در اوّل بيت قرار گرفته . به هرصورت مشهور از ادباء بدل آوردن اسم ظاهر از ضمير حاضر را تجويز نكرده مگر در سه مورد : 1 - آنجايى كه اسم ظاهر برضمير حاضر احاطه داشته باشد يعنى شامل افراد يا اجزاء آن بشود و آن در صورتى است كه بدل كلّ از كلّ محسوب گردد مانند : تكون لنا عيدا لاوّلنا و آخرنا ( مىباشى براى ما عيد ، براى اوّل و آخر ما ) . شاهد در « اوّلنا و آخرنا » است كه بدل از ضمير در « لنا » بوده و اين بدل از قبيل بدل كلّ از كلّ مىباشد لذا با اينكه مبدل‌منه ضمير حاضر ( متكلّم ) بوده بدل آوردن اسم ظاهر از آن جايز مىباشد . 2 - آنكه اسم ظاهر بعض از ضمير حاضر محسوب شود و لذا بدل آوردنش از آن از قبيل بدل بعض از كلّ مىباشد مانند آنچه در قول عديل برفرج آمده :
او عدنى بالسّجن و الا داهم * رجلى فرجلى شثنة المناسم
يعنى : ترسانيد و تهديد نمود من را آن مرد به زندان و غل‌ها و زنجيرهاى پاى من ، پس پاى من غليظ و زبر است كف آن . شاهد در « رجلى » اوّل است كه بدل از ضمير متكلّم در « اوعدنى » است و اين بدل از قبيل بدل بعض از كلّ مىباشد فلذا جايز است كه اسم ظاهر بدل از ضمير حاضر بيايد . 3 - آنكه اسم ظاهر مشتمل برضمير حاضر باشد و بعبارت ديگر بدل آوردنش از ضمير از قبيل بدل اشتمال محسوب شود و همچون : كأنّك ابتهاجك استمال ( گويا تو ، سرور و شادمانى تو دلجوئى مىكند ) . شاهد در « ابتهاجك » است كه بدل از « كاف » بوده و از قبيل بدل اشتمال مىباشد لذا جايز است اسم ظاهر را از ضمير مخاطب بدل قرار داد . مصنّف گويد : كلمه‌اى كه متضمّن معناى استفهام است بدلش را پهلوى همزه استفهام بايد قرار داد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 1471 | سيد محمد جواد ذهنى تهرانى