جرير بن عطيّه خطفى آمده :
جاء الخلافة او كانت له قدرا * كما اتى ربّه موسى على قدر
يعنى : آمد پسر عبد العزيز خلافت را و بود براى او آن خلافت مقدّر شده همچنانكه روى آورد حضرت موسى على نبيّنا و آله عليه و عليهم السلام به پروردگار من برنبوّتى كه براى او مقدّر شده بود .
شاهد در « او » است كه به معناى « واو » مىباشد .
مصنّف گويد :
و امّا دوّمى در قصد مانند « او » مىباشد در مثل : امّا ذى و امّا النائية .
شارح گويد :
يعنى : همان طورى كه مقصود از « او » گاهى تخيير و زمانى اباحه و پارهاى اوقات تقسيم مىباشد عينا از « امّا » دوّمى اين معانى گاهى قصد مىشود مانند :
انكح امّا ذى و امّا النّائية .
( ازدواج كن يا با اين زن و يا با آنكه دور مىباشد ) .
شاهد در « امّا » است كه به معناى تخيير است .
و نظير :
جالس امّا الحسن و امّا ابن سيرين ( مجالست نما يا با حسن و يا با ابن سيرين ) .
شاهد در « امّا » است كه به معناى اباحه آمده :
و تا آخر امثلهاى كه « امّا » همچون « او » به معناى تقسيم يا معانى ديگر آمده باشد .
سپس شارح گويد :
اكثر نحويّين معتقدند كه « امّا » يعنى همين « امّا » كه به معناى « او » مىآيد عاطفه است ولى ابن كيسان و ابو على با اين نظريّه مخالف بوده و مصنّف نيز از ايندو تبعيّت كرده ، و عاطفه بودن آن را انكار نموده است و اين انكار بخاطر آنست كه برسر « امّا » دوّمى واو عاطفه در مىآيد حال اگر « امّا » عاطفه باشد لازم مىآيد حرف عاطف برسر عاطف داخل گرديده باشد و آن جايز نيست لذا به منظور تخلّص و رهائى از چنين محذورى عاطفه بودن « امّا » دوّمى را انكار كرده است .
ناگفته نماند در لغت قبيله تميم همزه « امّا » مفتوح خوانده مىشود .