مثال صيغه وّل همچون : ما اوفى خليلينا ( چقدر باوفاء هستند دو دوست ما ) .
مثال صيغه دوّم مانند : اصدق بهما ( چقدر دو دوست ما راستگو هستند ) .
مصنّف گويد :
حذف آنچه تعجّب از آن صورت گرفته را جايز بدان مشروط باينكه معناى آن با حذف صحيح باشد .
شارح گويد :
مقصود اينست كه جايز است متعجّبمنه را حذف كرده و صيغه تعجّب را باقى گذارد مشروط باينكه پس از حذف معنا صحيح بوده و مشتبه نشود همچون فرموده حقتعالى :
اسمع بهم و ابصر ( چقدر شنوا و چقدر بينا هستند ) .
شاهد در عبارت دوّم است كه از آن « بهم » حذف شده و چون معنا بدون آن صحيح است لاجرم اين حذف حسن و جايز مىباشد .
و نظير فرموده امير المؤمنين عليه السّلام :
جزى اللّه عنّى و الجزاء بفضله * ربيعة خيرا ما اعفّ و اكرما
يعنى : خداوند متعال از جانب من به ربيعه جزاء خير دهد در حالى كه اين جزاء به فضل و كرمش مىباشد ، چقدر ربيعه عفيف و چه قدر كريم مىباشد .
شاهد در حذف « ربيعة » است از « ما اعفّ » و « ما اكرم » كه چون بدون آوردنش معناى كلام صحيح است لاجرم اين حذف حسن و نيكو مىباشد .
مصنّف گويد :
به حكم قطعى و حتمى لازم است كه هردو فعل هميشه غير متصرّف باشند .
شارح گويد :
دو فعل مذكور يعنى « افعَل » و « افعِلبه » به حكم تمام نحاة هميشه غير متصرّف مىباشند لذا بايد گفت كه ايندو نظير : ليس و عسى و هب و تعلّم مىباشند .
قوله : اسمع بهم و ابصر : آيه ( 38 ) از سورهء مريم .
قوله : قدما : يعنى ابدا و هميشه .
قوله : نظير ليس و عسى الخ : يعنى همان طورى كه اين افعال غير متصرّف بوده و هميشه يكنواخت استعمال ميشوند دو صيغه تعجّب نيز چنين بوده و از هيئتى كه ذكر شد تغيير نمىكنند .