جائنى معلّم زيد عمروا مرشدا امس .
زيد بواسطه اضافه « معلّم » به آن مجرور بايد خوانده شود و « عمرو » و « مرشد » منصوب هستند به اعلم مقدّر .
مصنّف گويد :
جرّ يا نصب بده تابع معموليكه مجرور است مانند : مبتغى جاه و مالا من نهض .
شارح گويد :
مقصود اينست كه اگر براى مفعوليكه وصف بواسطه اضافه به آن مجرورش نموده تابعى آورديم در اعراب تابع دو وجه جايز است : جرّ و نصب .
امّا جرّ : بخاطر حمل آن برلفظ متبوع چه آنكه متبوع بخاطر مضاف اليه بودن مجرور مىباشد .
و امّا نصب : بعقيده مصنّف نصب تابع بخاطر حمل برمحلّ متبوع بوده و به نظر سيبويه فعل مقدّر آن را نصب مىدهد مانند : مبتغى جاه و مالا من نهض ( كسى كه به پا خيزد تحصيل كننده مال و مقام است ) در اين مثال كلمه « مالا » كه معطوف بر « جاه » است و آن بواسطه مضاف اليه بودن « مبتغى » مجرور است را مىتوان مجرور و منصوب خواند و جهتش همان است كه تشريح شد .
مبحث اعمال اسم مفعول
مصنّف گويد :
آنچه براى اسم فاعل بيان كرديم بدون كم و زياد باسم مفعول اعطاء مىشود .
شارح گويد :
مقصود آنست كه عملى كه براى اسم فاعل با شروط سابق الذكر بيان شد عينا براى اسم مفعول ثابت است لذا بايد بگوئيم :
همانطورى كه اسم فاعل همچون فعل مبنى للفاعل عمل مىكند اسم مفعول نيز مانند فعل مجهول بوده و در عمل نيابت از آن مىكند مانند :
المعطى كفافا يكتفى ( كسى كه به مقدار كفاف اعطاء شده به آن اكتفاء مىنمايد ) .
و گاهى اسم مفعول را به اسمى كه معنا مرفوع است اضافه مىكنند مشروط باينكه ابتداء اسناد اسم مفعول به آن را قطع كرده و سپس به ضميرى دهيم كه به موصوف راجع است و سپس اسم مزبور را بنابر تشبيه به مفعول منصوب نمائيم .