حذف شده و بجاى آن « ما » بعنوان عوض آمده ، سپس نون « ان » را در « ما » ادغام كردهاند شده است « امّا » .
اين نكته را مصنّف در شرح كافيه آورده است .
مصنّف گويد :
و از مضارع « كان » كه مجزوم است نون را حذف مىكنند .
شارح گويد :
در مضارع مزبور فرقى نيست كه ناقصه بوده يا تامّه باشد .
و در ذيل « منجزم » مىافزايد :
مراد اينستكه جزم مضارع به سكون بوده و پهلويش ساكن و ضمير متّصل واقع نشده باشد كه در اين صورت البتّه نون مضارع را به جهت تخفيف حذف مىكنند مانند :
و لم اك بغيّا ( من خلافكار نيستم ) .
شاهد در « اك » است كه در اصل « اكون » به صيغه متكلّم وحده بوده و چون مجزوم به سكون است و دوشرط يادشده فراهم مىباشد نونش را به منظور تخفيف در كلام حذف كرديم .
و نيز مثل :
و ان تك حسنة ( و اگر نيك و زيبا باشد ) .
شاهد در « تك » است كه در اصل « تكون » به صيغه غائب بوده و چون مجزوم به سكون است و دو شرط مزبور فراهم مىباشد نونش را به منظور تخفيف در كلام حذف نموديم .
سپس مىگويد :
بخلاف فعل مضارعى كه مجزوم نبوده يا جزمش بحذف باشد و همچنين بخلاف مضارع مجزومى كه يا متّصل بساكن بوده و يا به ضمير اتّصال داشته باشد .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 527
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٥٢٧