همانطوريكه بعضى از ادباء گفتهاند مفعول دوّم ميخواهد ، پس عامل اوّل ( اظنّ ) را در آن عمل داديم لذا « اخوين » مفعول دوّم براى « اظنّ » مىباشد پس باقى ماند « يظنّانى » كه بمفعول دوّم نيازمند است حال ملاحظه مىكنيم :
اگر مفعول دوّم آن را ضمير مفرد آورده و بگوئيم :
اظنّ و يظنّانى ايّاه زيدا و عمروا اخوين ، البتّه ضمير با مبتداء در اصل كه متكلّم باشد از حيث افراد مطابقت نموده ولى با مرجعش كه « اخوين » است تطابق ندارد چه آنكه مرجعش تثنيه و ضمير مفرد است و اگر آن را به منظور مطابقت با مرجعش تثنيه آورده و بگوئيم :
اظنّ و يظنّانى ايّاهما زيدا و عمروا اخوين ، البتّه با مرجعش مطابق بوده ولى با « ياء متكلّم » كه خبر از آنست موافق نيست لذا چون بين دو محذور واقع شدهايم و تنها راه استخلاص و رهائى از آن اينستكه ضمير نياورده بلكه اسم ظاهر بياوريم لاجرم متعيّن و لازم است ضمير را ترك كرده و بجايش اسم ظاهر قرار دهيم از اينرو كلمه « اخا » را بجاى ضمير گذاشتيم .
لازم بتذكّر است كه پس از جعل اسم ظاهر بجاى ضمير البتّه مسئله ديگر از باب تنازع محسوب نميشود زيرا در چنين فرضى هردو عامل در اسم ظاهر عمل كردهاند و حال آنكه ضابطه و قاعده كلّى باب تنازع اينست كه يكى در اسم ظاهر و ديگرى در ضمير آن عمل كند .
قوله : لانّه يطلبه مفعولا ثانيا : ضمير در « لانّه » به « اظنّ » و ضمير منصوبى در « يطلبه » به اخوين راجع است .
قوله : اذ مفعوله الاوّل : ضمير مجرورى در « مفعوله » به « اظنّ » راجع است .
قوله : لانّه كما قيل يطلبه مفعولا ثانيا : ضمير در « لانّه » به « يظنّانى » و ضمير منصوبى در « يطلبه » به اخوين برمىگردد .
قوله : فاعمل فيه الاوّل : ضمير در « فيه » به اخوين راجع است .
قوله : فلو اتيت به ضميرا مفردا : ضمير در « به » به مفعول دوّم راجع است .
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 879
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٧٩