تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 868

مساهمون:

ص٨٦٨
احتياج و نياز به آن داريم چنانچه در « ربّه رجلا زيد » مرجع ضمير در « ربّه » بعد از آن آمده است ولى كوفيّون از جواز مثل چنين مثالى منع كرده‌اند . كسائى مثال : يحسن و يسئ ابناك را بنابر مذهب خويش تجويز نموده است . مذهب وى آنست كه حذف فاعل جائز است و ممتنع نيست ، لذا طبق اين عقيده اشكالى ندارد « ابناك » فاعل براى « يسئ » بوده و فاعل « يحسن » محذوف باشد . و فرّاء مثال مذكور يعنى « يحسن و يسئ ابناك » را طبق مذهب خويش اجازه داده و از آن منع نكرده چه آنكه وى معتقد است دو عامل جايز است با هم بيك اسم ظاهر متوجّه شده و هردو در آن عمل كنند بدون اينكه نيازى به تقدير ضمير باشد . و نيز وى اجازه داده ضمير فاعل را از اسم ظاهر مؤخّر آورده و بگوئيم : يحسن و يسئ ابناك هما . سپس مصنّف گويد : و نيز مانند : قد بغى و اعتديا عبداكا ( بتحقيق دو عبد تو ظلم و تعدّى كردند ) . شارح گويد : كلمه « عبداكا » اسمى است كه برسرش « بغى » و « اعتدا » نزاع كرده ، پس اوّلى يعنى « بغى » را در آن عمل داده و در دوّمى ضمير آن را آورده و معمولش قرار داديم و اين تقدير هيچ محذورى بدنبال ندارد زيرا ضمير در اينفرض به اسمى رجوع مىكند كه از حيث رتبه مقدّم است اگرچه لفظا متأخّر آمده . پس از آن شارح گويد : پس اگر عامل اوّل را عمل داده و عام دوّمى به منصوب محتاج و نيازمند بود واجب است منصوب را نيز همچون مرفوع مضمر بياورى مانند :