تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 832

مساهمون:

ص٨٣٢
هائى كه به غير مصدر فعل عود مىكند به آن متّصل شود مانند : عمل چه آنكه صحيح است بگوئى : الخير عملته ( كار خير را انجام دادم ) . شاهد در « عمل » است كه به ضميرى متّصل شده كه مرجع آن « الخير » است و آن مصدر اينفعل ( عمل ) نميباشد ، بنابراين مصنّف به اين قيد احتراز جست از هائى كه بمصدر فعل راجع است زيرا اين هاء هم بفعل لازم متّصل شده مانند : قمته كه ضمير به « القيام » راجع بوده كه آن مصدر است براى « قمته » و هم بفعل متعدّى مثل : ضربته زيدا كه ضمير به « الضرب » عود كرده و آن مصدر است براى « ضربته » .

تتمّه كلام در علامت لازم و متعدّى

شارح گويد : و از جمله علائم فعل متعدّى آنست كه صلاحيّت دارد از آن اسم مفعول تامّ ساخته شود مانند : مقت ( غضب كرد ) كه اسم مفعولش ممقوت مىباشد . مصنّف در شرح كافيه آورده : مقصود از « تمام » مستغنى بودن از حرف جرّ مىباشد لذا اگر از فعلى اسم مفعولى كه محتاج به حرف جرّ است بسازيم آن فعل متعدّى نبوده بلكه لازمش مىنامند مثل : غضبت على عمرو ( برعمرو غضب نمودم ) كه اسم مفعولش مغضوب عليه مىباشد . قوله : فتصل به هاء تعود على غير مصدره : ضمير در « به » به فعل متعدّى راجع است . قوله : و احترز بها : ضمير در « بها » به هاء غير مصدر عود مىكند . قوله : فانّها توصل بالمتعدّى : ضمير در « فانّها » به هاء مصدر عود مىكند .