تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 828

مساهمون:

ص٨٢٨
شاهد در « ضاربه » است كه اسم فاعل بوده و از اوصاف عامله محسوب مىشود لذا در اينمثال بواسطه عمل در ضمير « زيد » روى از عمل كردن در آن گردانيده . بخلاف وصفى كه عامل نيست مانند اسم فاعلى كه به معناى ماضى بوده يا عاملى كه وصف نمىباشد همچون اسم فعل يا وصف عاملى كه مانع در آن مىباشد نظير اسم فاعلى كه صله براى الف و لام باشد كه در هيچكدام از اين سه نمىتوان وصف را همچون فعل قرار داد . سپس مصنّف گويد : و علقه‌اى كه بواسطه تابع حاصل مىشود همچون علقه‌اى است كه بواسطه نفس اسم پيدا مىگردد . شارح گويد : قبلا گفتيم بين اسم سابق و فعلى كه بعد از آن قرار گرفته گاهى بواسطه ضميرى كه باسم مزبور راجع است علقه و ربط برقرار مىگردد و پس از عمل فعل در ضمير گويا در اسم عمل حاصل شده و زمانى بتوسط اسمى كه بضمير مزبور اضافه شده اين ارتباط و علاقه حاصل مىگردد اكنون مىگوئيم . بسا ربط يادشده بواسطه تابعى كه براى اسم مضاف بضمير آورده‌ايم پيدا مىشود ، بنابراين مقصود از « تابع » در عبارت مصنّف ، تابع اسمى است كه آن اسم شاغل فعل بوده و كلمه « الواقع » صفت است براى « الاسم » يعنى اسمى كه شاغل فعل مىباشد ( همان اسمى كه بضمير اسم سابق اضافه شده ) . بنابراين كلام شما كه مىگوئيد : أزيدا ضربت عمروا و اخاه ( آيا زدى زيد را زدى عمرو و برادر زيد را ) مثل اينستكه بگوئيد : أزيدا ضربت اخاه ( آيا زدى زيد را زدى برادرش را ) . چه آنكه در مثال دوّم « اخاه » اسمى است كه بضمير اسم سابق