تخطي إلى المحتوى الرئيسي

المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 823

مساهمون:

ص٨٢٣
و در مثال : خرجت فاذا زيد مرّ به عمرو ( بيرون آمدم پس ناگهان عمرو به زيد مرور نمود ) . و : خرجت فاذا زيد رأى اخوه ( بيرون آمدم پس ناگهان برادر زيد ديد ) . رفع واجب است همانطوريكه اگر ضمير در « به » و « اخاه » را از فعل منفصل نياورده و به آن متّصل مىكرديم رفع واجب مىبود . و در مثال : زيدا امرر به ( به زيد مرور كن ) يا : زيدا انظر اخاه ( به برادر زيد نظر كن ) . نصب اختيار شده و بررفع ترجيح دارد همانطورى كه اگر ضمير در « به » و « اخاه » را بفعل متصل مىكرديم اين حكم ثابت مىبود . و در مثال : زيد مررت به ( زيد به او گذشتم ) و : زيد رأيت اخاه ( زيد برادرش را ديدم ) رفع اختيار شده و برنصب ترجيح دارد همانطورى كه اگر ضمير در « به » و « اخاه » را بفعل متّصل مىكرديم اينحكم جارى بود . و در مثل : هند اكرمتها و زيد مررت به ( هند را اكرام كرده و به زيد مرور نمودم ) . يا : هند اكرمتها و زيد رأيت اخاه فى دارها ( هند را اكرام كرده و برادر زيد را در خانه هند ديدم ) . رفع و نصب « زيد » مساوى است چنانچه اگر ضمير در « به » و « اخاه » را از فعل منفصل نياورده بلكه به آن متّصل كرديم چنين مىبود . پس صورت منفصل آوردن ضمير با اتّصال آن بفعل هيچ فرقى ندارد و تمام احكام و بياناتى كه در آنجا نموديم بدون هيچ كم و زيادى در اينجا جارى است . بلى ، تنها فرقى كه بين آن دو مىباشد اينستكه : اگر ضمير متّصل بفعل آورده شود فعلى كه قبل از اسم مشتغل عنه مقدّر مىگيريم لفظا با فعل ظاهر موافق است چنانچه در : زيدا ضربته فعل مقدّر قبل از « زيد » ضربت مىباشد ولى اگر ضمير را از آن منفصل بياوريم فعل مقدّر تنها