و در مثال : خرجت فاذا زيد مرّ به عمرو ( بيرون آمدم پس ناگهان عمرو به زيد مرور نمود ) .
و : خرجت فاذا زيد رأى اخوه ( بيرون آمدم پس ناگهان برادر زيد ديد ) .
رفع واجب است همانطوريكه اگر ضمير در « به » و « اخاه » را از فعل منفصل نياورده و به آن متّصل مىكرديم رفع واجب مىبود .
و در مثال : زيدا امرر به ( به زيد مرور كن ) يا :
زيدا انظر اخاه ( به برادر زيد نظر كن ) .
نصب اختيار شده و بررفع ترجيح دارد همانطورى كه اگر ضمير در « به » و « اخاه » را بفعل متصل مىكرديم اين حكم ثابت مىبود .
و در مثال : زيد مررت به ( زيد به او گذشتم ) و : زيد رأيت اخاه ( زيد برادرش را ديدم ) رفع اختيار شده و برنصب ترجيح دارد همانطورى كه اگر ضمير در « به » و « اخاه » را بفعل متّصل مىكرديم اينحكم جارى بود .
و در مثل : هند اكرمتها و زيد مررت به ( هند را اكرام كرده و به زيد مرور نمودم ) .
يا : هند اكرمتها و زيد رأيت اخاه فى دارها ( هند را اكرام كرده و برادر زيد را در خانه هند ديدم ) .
رفع و نصب « زيد » مساوى است چنانچه اگر ضمير در « به » و « اخاه » را از فعل منفصل نياورده بلكه به آن متّصل كرديم چنين مىبود .
پس صورت منفصل آوردن ضمير با اتّصال آن بفعل هيچ فرقى ندارد و تمام احكام و بياناتى كه در آنجا نموديم بدون هيچ كم و زيادى در اينجا جارى است .
بلى ، تنها فرقى كه بين آن دو مىباشد اينستكه :
اگر ضمير متّصل بفعل آورده شود فعلى كه قبل از اسم مشتغل عنه مقدّر مىگيريم لفظا با فعل ظاهر موافق است چنانچه در : زيدا ضربته فعل مقدّر قبل از « زيد » ضربت مىباشد ولى اگر ضمير را از آن منفصل بياوريم فعل مقدّر تنها
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 823
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٨٢٣