ضمير در « عليها » به افعال تعجّب و مدح و ذمّ عود مىكند و وجه عدم تأثير عدم براين افعال آنست كه :
چون اين افعال جامد بوده و اساسا در فعليّت آنها نزاع و كلام مىباشد پس گويا معطوف براين افعال براسم عطف شده نه فعل .
متن : « 262 »
و إن تلا المعطوف فعلا مخبرا * به عن اسم فاعطفن مخيّرا
تجزيه و تركيب
واو : به معناى استيناف .
ان : حرف شرط ، عامل ، مبنى .
تلى : فعل ماضى ، فعل شرط ، محلّا مجزوم .
المعطوف : فاعل است براى « تلى » .
فعلا : مفعول است براى « تلى » .
مخبرا به : حال است از « فعلا » .
عن : حرف جارّ .
اسم : مجرور به « عن » ، متعلّق است به « مخبرا » .
فاء : رابطه جواب .
اعطفن : فعل امر مؤكّد بنون تأكيد ، جواب است براى « ان » .
مخيّرا : حال است از فاعل در « اعطفن » .
ترجمه :
و اگر معطوف پهلوى فعلى قرار گرفته باشد كه بواسطهاش از اسمى خبر دادهاند پس آن را عطف كن در حالى كه مخيّر مىباشى .
شرح عربى :
( و ان تلا ) الاسم ( المعطوف فعلا ) متصرّفا ( مخبرا به عن اسم ) اوّل .
مبتداء نحو « هند اكرمتها و زيد ضربته عندها » ( فاعطفن مخيّرا ) بين الرّفع