شارح گويد :
مانند آنچه در فرموده حقتعالى وارد شده :
فريقا هدى و فريقا حقّ عليهم الضّلالة
( گروهى را خداوند هدايت فرمود و گروهى در حقّشان ضلالت و گمراهى حتمى و مسلّم است ) .
شاهد در « فريقا » است كه برفعل يعنى « هدى » مقدّم شده است .
موارد وجوب تأخير مفعول از فاعل
مصنّف گويد :
مؤخّر بياور مفعول را اگر ترس از اشتباه باشد .
شارح گويد :
يعنى واجب است مفعول را مؤخّر از فاعل و فاعل را مقدّم برآن بياورى در صورتى كه از اشتباه بين آن دو بيمناك باشيم مثل اينكه اعراب هيچكدام ظاهر نبوده و از طرف ديگر قرينهاى هم كه بواسطهاش فاعل را از مفعول تميز دهيم در بين نباشد مانند : ضرب موسى عيسى ( زد موسى عسى را ) .
شاهد در « عيسى » است كه مفعول براى « ضرب » بوده و آن را وجوبا از فاعل يعنى موسى مؤخّر آوردهايم زيرا اعراب هردو مقدّر بوده و قرينهاى هم در بين نيست .
و دليل برلزوم تأخير مفعول در اينفرض آنست كه رتبه فاعل مقدّم برمفعول است و اگر آن را از مفعول مؤخّر بياوريم تشخيص داده نميشود و مخاطب نميفهمد لذا باشتباه مىافتد پس بموجب اصل اوّلى آن را مقدّم مىآوريم تا مخاطب و سامع نيز باعتماد همين اصل معنا را دريافته و دچار اشتباه نشود .
لازم بتذكّر است در صورت وجود قرينه برتعيين و تشخيص فاعل و تميز آن از مفعولش تأخيرش جايز است زيرا بحسب فرض مستمع باشتباه نمىافتد