كرده از اينرو هم اسم آن كه « اللّه » باشد و هم خبرش كه « إله » است مرفوع گرديده .
ولى همانطورى كه مصنّف گفته گاهى عمل اينحروف بعد از آمدن « ما » باقى ميماند چنانچه اخفش اين مثال را حكايت كرده :
انّما زيدا قائم ( تنها زيد ايستاده است .
شاهد در « انّ » است كه با آمدن « ماء زائده » عملش باقى مانده يعنى باسمش كه « زيد » باشد نصب و بخبرش رفع داده است . البتّه اين حكم تنها در « انّ » نيست بلكه در باقى حروف به همين قياس مىباشد چنانچه ناظم ( مصنّف ) به تبعيّت از ابن سرّاج و زجّاج چنين گفته .
ناگفته نماند آنچه تا باينجا ذكر شد در غير ليت است و امّا در آن حكم اينستكه بعد از الحاق ( ما ) هم اعمالش جايز بوده و هم اهمالش و مصنّف در كتاب شرح تسهيل گفته است اجماع ادباء براينستكه در ليت دو وجه جائز است .
و بيت ذيل كه از نابغه زبيانى نقل شده به دو وجه قرائت شده است :
قالت الا ليتما هذا الحمام لنا * الى حمامتنا او نصفه فقد
يعنى : آن زن گفت كه آرزومندم كاش اين كبوتران مال ما بودند كه با يك كبوتر ما و نصف آن ما را بس بود .
شاهد در « هذا الحمام » است كه به دو وجه قرائت شده : رفع و نصب .
ولى مصنّف در شرح كافيه گفته است كه رفع آن با قياسى و قاعده نزديكتر مىباشد .
سپس مصنّف مىگويد :
جايز است اسمى را به رفع برمنصوب « انّ » كه اسمش مىباشد عطف كنى به شرطى كه خبر را كامل نموده باشى .
شارح گويد :
مانند : انّ زيدا قائم و عمرو ( بدرستيكه زيد و عمرو ايستاده هستند ) .