علامت براى اسم قرار داد .
2 - ايّاك و اللّو .
شاهد در « اللّو » است كه حرف يعنى « لو شرطيّه » الف و لام پذيرفته و بدينترتيب معلوم مىشود كه الف و لام از مختصّات اسم نيست .
3 - يا ليتنا نردّ .
شاهد در « ليت » است كه حرف بوده ولى معذلك منادى قرار گرفته از اينرو نبايد منادى واقع شدن را علامت و از مختصّات اسم دانست .
4 - و تسمع بالمعيدى خير من ان تراه .
شاهد در « تسمع » است كه فعل بوده ولى در عين حال مسند اليه قرار گرفته و « خير » مسند و خبر براى آن است لذا مسند اليه بودن مختصّ به اسم نبوده و فعل نيز قابل براى آن مىباشد .
شارح گويد :
وجود اين علائم در غير اسم مضرّ نبوده و از امثله مذكور مىتوان جواب داد چه آنكه كلمه « لو » در دو مثال اوّل و دوّم اسم مىباشد .
و در مثال سوّم منادى حذف شده و تقدير آن « يا قوم ليتنا نردّ » مىباشد و در مثال اخير كلمه « ان » مقدّره با فعل بمصدر تأويل برده شده و مبتداء قرار مىگيرد و تقدير كلام چنين است :
و سماعك خير .
و بدينترتيب اشكالات وارده دفع شده و به علامت بودن امور مذكور براى اسم خللى وارد نمىگردد .
قوله : و لا يقدح فى ذلك : مشار اليه « ذلك » حصول امتياز براى اسم بواسطه امور مذكور مىباشد .
قوله : الام على لوّ و ان كنت عالما الخ : كلمه « الام » به صيغه مجهول و از « لوم » به معناى سرزنش مشتقّ است .
و لفظ « لو » بتشديد « واو » اسم است براى لو شرطيّه و معنايش « گفتن
المباحث النحوية في شرح البهجة المرضية (شرح سيوطى) (فارسى) — صفحة 62
مساهمون: سيد محمد جواد ذهنى تهرانى
ص٦٢